أحمد بن أعثم الكوفي ( مترجم : مستوفى )
313
الفتوح ( فارسي )
( 1 ) رسول چون نزد معاويه آمد ، آنچه در ميان او و ملك سقليّه رفته بود ، يك يك باز گفت و مسلمانان را استظهار داد . پس ، مسلمانان ساختهء كار شدند و در اطراف سقليّه افتاده دست به غارت و تاراج برگشادند . غنايم بسيار يافتند و بردهء بىشمار گرفتند و به كنار دريا آوردند . بعد از آن ، منجنيقها كه با خويشتن آورده بودند از كشتيها بيرون آورده ، بر حصار سقليّه راست ساخته ، سنگها روان كردند . خداى تعالى چنان خواست كه سنگ منجنيق ايشان همه راست مىافتاد و در حصارها و كوشكها خرابى مىكرد . اهل سقليّه عرّادهها از حصار روان مىكردند اصلا كارگر نمىآمد و نكايتى [ 62 ] و ضررى از آن به كسى نمىرسيد . اهل حصار به سبب سنگهاى منجنيق كه از طرف مسلمانان متواتر مىرفت ، عاجز شدند و به سوراخها در مىخزيدند . آخر ، ملك سقليّه از حصار بيرون آمد با لشكرى انبوه و آراسته . دهل و نقاره مىزدند و بوقها مىدميدند و چندانكه ايشان را ممكن گشت شجاعت و مردانگى اظهار مىكردند . مسلمانان چون حال چنين ديدند صفها راست كردند . ميمنه و ميسره و قلب و جناح آراسته ، روى به لشكر كفّار آوردند . جنگى سخت روى داد . از هر جانب خلقى بسيار كشته شدند و نماز شام از يك ديگر بازگشتند . چون پاسى از شب بگذشت ، معاويه فوجى از مسلمانان ، مقرّر كرد كه خود را در روستاها و قريهها كه قريب سقليّه بود در انداختند . مردان آن مواضع بكشتند و غنيمت و بردهء بسيار به دست آوردند . بامداد ، ملك سقليّه اين خبر بشنيد . عظيم دلتنگ شد و كس فرستاده مبارزان و سرخيلان لشكر را بخواند و ايشان را ملامت نموده بگفت : عربان [ بيش ] از حدّ دلير شده ، بر شما غالب آمدهاند ، و شما سستى و نامردى اختيار كردهايد . از آن مىترسم كه همچنانكه روم را از روميان گرفتهاند سقليّه را از شما بستانند . سرداران از اين سخن متأثر شده ، بر خود قرار دادند كه در جنگ با مسلمانان ثابت قدم باشند . پس ، روز ديگر صفها راست كرده ، آمادهء محاربه شدند . مسلمانان تكبيرگويان حمله كردند و كفّار نيز مردانه مىكوشيدند . آخر الامر ، اهل سقليّه به تنگ آمده ، پوشيده و نهانى از ملك سقليّه به پادشاه [ 63 ] روم كه ملك اعظم نام داشت خبر فرستاده ، از عربها فريادها كردند . ملك اعظم لشكرى انبوه ساخته كرد و سلاح و آلت بديشان داد . همچنين سيصد كشتى و زورق مرتّب گردانيده ، به مدد اهل سقليّه فرستاد . [ 124 الف ]
--> [ ( 62 ) ] ل : نكابت . [ ( 63 ) ] چ : ملك .